بسم الله الرحمن الرحیم
السّلامُ عَلَیکِ یا زَوجَهَ رَسولِ الله اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اُمَّ المؤمِنین اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا خَدیجَهَ الکبری
السَّلامُ عَلی مَن سَلَّمَ اللهُ عَلَیها اَلسَّلامُ عَلی مَن سَلَّمَ عَلَیها جِبرائیل.

امام زمان(عج)
=می کشم بر دوش عمری کوله بار انتظار
  کی به پایان خواهد آمد این روزگار انتظار
=شهر را ما با چراغ لاله روشن کرده ایم
  تا که روزی بگذری از لاله زار انتظار
=تا به کی در پرده پنهانی زچشم مردمان
  گوشه چشمی نما ای پرده دار انتظار
=کی شود ای آفتاب حُسن از چشم دلم
  با ظهور خویشتن شویی غبار انتظار
=چشمة چشمم بشوید آستانش روز وشب
  تاقدم بر دیده بگذارد نگار انتظار
=تا به کی در انتظارت سیل اشکم بی قرار
  بگذرد با صدا امید از آستان انتظار
=ناله کردم بلکه با یاد تو ای محبوب حق
  می رســد آخــر به پایان روزگار انـتـظـار
**********************

 اشعار
=امشب زمین و آسمان را غم گرفته
  مهدی برای مادرش ماتم گرفته
=ای آسمان خون گریه کن در ماتم او
  زیرا که امشب گریه کرده همدم او
=امشب شب هجران دو دلداده باشد
  شام وداع همسری آزاده باشد
=گرد یتیمی بر رخ زهرا نشیند
  از بعد مادر رنگ شادی را نبیند
=آئینه عشق و وفا و مهر بشکست
  امشب علی گویا که مادر داده از دست
=امشب خدیجه می رود از خانه وحی
  تاریک شد در ماتمش کاشانه وحی
=چشم از خدیجه بر نمی دارد پیمبر
  خون جگر از دیده می بارد پیمبر
=یارب خدیجه عاشق و همراز من بود
  در راه قرآن چون علی جانباز من بود
=ای در غریبی آشنایم ای خدیجه
  ای جان نثار باوفایم ای خدیجه
=در موج طوفانها فداکاری نمودی
  با مال و جان خود مرا یاری نمودی
=در راه من زخم زبانها را شنیدی
  هر درد و محنت را به جان و دل خریدی
=ای هر نگاهت در خزان غم بهاران
  در حفظ تنهائی او دلهای ما را
=لرزانده اشک دخترت عرش خدا را
  سوزانده تنهائی او دلهای ما را
*************************

لطف یزدان
=بِین مادرها مقام برتری دارد خدیجه
  زانکه چون زهرای اطهر، دختری دارد خدیجه
=جای دارد گر کند فخر به هر زنهای دنیا
  چونکه مانند محمد شوهری دارد خدیجه
=از زنان انبیاء در شوکت و جاه جلالت
  روز محشر هم مقام بهتری دارد خدیجه
=اولین بانوی اسلام است او کز لطف یزدان
  زیب دامان حیا خوش گوهری دارد خدیجه
=داده درس حق پرستی را عجب بر خلق عالم
  بر سر از عفت مبارک افسری دارد خدیجه
=غم ندارد گر ندارد روز تنهایی انیسی
  در رحم خود مونس نیکوتری دارد خدیجه
=گر گذشت از مکنت دنیا ندارد غصه زیرا
  همچو پیغمبر به دنیا همسری دارد خدیجه
=غیر راه حق نپوید غیر حرف حق نگوید
  همچو ختم الانبیاء چون رهبری دارد خدیجه
=چشم «خسرو» و  روز محشر  هست برلطف وعطایش
  چونکه جود بی حساب و وافری دارد خدیجه
***************

روضه وفات خديجه (س)
امشب شب رحلت ام المومنین حضرت خدیجه است خديجه در سن 65 سالگى در ماه رمضان سال دهم بعثت جان به جان آفرين تسليم كرد. رحلت‏خديجه براى پيغمبر(ص) مصيبتى بزرگ بود ; زيرا خديجه‏ ياور پيغمبر خدا (ص) بود بسيار به حضرت محمد(ص) احترام مى‏گذاشتند. بعد از رحلت ام المومنین حضرت خدیجه ، پيغمبر خدا (ص) بدن همسرش را غسل داد، با پارچه‏اى كه جبرئيل‏از طرف خداوند عزوجل براى خديجه آورده بود، كفن كرد. رسول‏خدا (ص) را در مکه  شخصا درون قبر رفت، سپس خديجه را در خاك نهاد و آنگاه سنگ لحد قرار داد. رسول الله(ص) بر خديجه اشك ‏مى‏ريخت، دعا مى‏كرد و برايش آمرزش مى‏طلبيد.
از داغ همسر ،  یارب پیمبر، گشته مضطر و دلِ شکسته
پیش چشمان ، دخترش زهرا، بابا چشمان مادرُ ببسته
آه و واویلا
بهترین مادر ،  مهربان همسر ، یار پیمبر رفته ز دنیا
ختم المرسلین ، شد عزادارِ ، ام المومنین واویلتا
آه و واویلا
 یا رسول الله آیا غسل دادن برای شما سخت بود یا برای داماد عزیزت مولا امیرالمومنین نيمه هاي شب بدن زهرا را روي مغتسل گذاشتند اسماء بنت عميس داره آب ميريزه امیرالمومنین با دل شكسته آروم آروم بدن زهرا را غسل ميده . اسماء ميگه من آب مي ريختم مولا بدن همسر را اروم آروم غسل ميداد يه وقت ديدم دست از غسل دادن كشيد تكيه به ديوار داده داره اشك مي ريزه گفتم آقا تو كه ما را دعوت به صبر مي كردي آيا براي جواني زهرا ناراحتي؟ يا براي بچه هاي يتيم زهرا ناراحتي؟ فرمود اسماء همينكه داشتم بدن زهرايم را غسل ميدادم دستم به پهلوي شكسته و بازوي ورم كرده رسيد اما به من علي نگفته.
بريز آب روان اسماء          ولي آهسته  آهسته
به جسم اطهر زهرا       ولي آهسته  آهسته
ببين بشكسته پهلويش        سيه گرديده بازويش
بريز آب روان رويش        ولي آهسته  آهسته
بُوَد خون جاري اي اسماء        هنوز از سينة زهرا
بنالم زين مصيبتها           ولي آهسته  آهسته
همه خواب و علي بيدار       سرش بنهاده بر ديوار
بگريد با دل خونبار           ولي آهسته  آهسته
رَوَم شبها سراغ او           به قبر بي چراغ او
بِگِريَم از فراق او            ولي آهسته  آهسته
علي بدن زهرا غسل دادند كفن كردند اومد کنار قبر علی که محرم نداره کمکش کنه یک وقت می بینه دستانی از درون قبر بیرون اومد ای علی ای علی ای علی دخترم رابده بیاد

 زمزمه 2 (وصیّت )
امشب دل تنگ مرا اشکم روایت می کند
امشب خدیجه با تو ای اسما وصیّت می کند
ای آشنایم بشنو نوایم     (جان تو و زهرای من)
اسماء ببر از من پیام بر خاتم پیغمبران
برگو کنار تربتم امشب بیا قرآن بخوان
جانم فدایت در بین امت    (جان تو و زهرای من)
اسماء بهار عمر من امشب به پایان می رسد
زهرا سرش به سینه ام من بر لبم جان می رسد
ترسم که آهش باشد پناهش    (جان تو و زهرای من)
آن شب که پیوند گل یاس و صنوبر می شود
آن شب که زهرا کوثر قرآن حیدر می شود
با مهربانی تا می توانی        (جان تو و زهرای من)
آن شب که جسمش را علی شوید به اشک دیده گان
بر پیکر مجروح او اسماء بریز آب روان
اسماء علی را بنما تسلّا     (جان تو و زهرای من)
*************************

 نوحه (حامى دين)
رحلت كرده حامى دين                خديجه ام المومنين
ياور و يار پيمبر ما                   
اى شيعيان رفته مادر ما
خون امشب قلب رسول اللَّه است         تا سحر كارش ناله و آه است
واى از درد غريبى
مادر ياد از اجل كرده                    دختر زانو بغل كرده
دارد بر تن پيرهن سياهى             عالم را كشت با نسيم آهى
مى ‏گويد يارب دل دو نيم من          خون گريم ديگر كه يتيمم من
واى از درد غريبى
دلخونم از داغ زهرا                  خزان شده باغ زهرا      
در به درى اى خدا چه سخت است        بى مادرى اى خدا چه سخت است               
با حال خسته نيمه ‏هاى شب            زهرا مى ‏خواند روضۀ زينب
واى از درد غريبى

 دعا
اللهم انا نسئلك و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم  بحق وليك و حجتك صاحب الامر (يا الله) به دماء شهدا(يا الله)
الهي اين دستهايي كه به سوي تو دراز شده نا اميد برمگردان
الهي قلم عفو بر جرائم اعمال ما بكش
الهي عاقبت امور همه ما را ختم به خير بفرما
الهي به آبروي علي و بچه هاي علي آبروي ما را حفظ بفرما
الهي به حق علي موانع ظهور فرج آقا امام زمان را برطرف كن 
الهي چشمان ما را با جمالش منور بفرما
الهي قلب مقدس و نازنينش را از ما راضي و خشنود بفرما
خدایا چنان کن سرانجام کار                    تو خشنود باشی و ما رستگار