الف) مشخصات امام جعفر صادق(ع)

نام: جعفر
لقب: صادق
كنيه: ابوعبدالله
نام پدر: محمد
نام مادر: ام فروه
تاريخ ولادت: 17ربيع الاول سال 83هجري
مدت امامت: 24سال
مدت عمر:65سال
تاريخ شهادت: 25 شوال سال 148     
ق
اتل: منصور دوانيقي
محل دفن: بقيع
تعداد فرزند: 7پسر 3دختر
--------------------------

توسل
ب) بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علیک ياأبا عبدالله يا جعفر بن محمد أيها الصادق يابن رسول الله ياحجه الله على خلقه یاسيدنا و مولانا إناتـوجهنا واستشفعنا وتوسـلنا بك إلى  الله وقدمنـاك بين يدي حاجاتنا، یـاوجيها عند الله اشـفع لنا عند الله.

------------------------------------------------

ج) امام زمان(عج)
=مهدی بیا که بی تو عالم صفا ندارد
 بازآ که بی تو خورشید نور و ضیاء ندارد
=مهدی بیا که بی تو افسرده گشته دلها
 در گلشنی که گل نیست بلبل نوا ندارد
=مهدی بیا که بی تو روزی سیاه داریم
 درد فراق رویت جز تو دوا ندارد
=مهدی بیا که بی تو زهرا به غم نشسته
 آن پهلوی شکسته جز تو دوا ندارد
=مهدی بیا و بنگر زهرا در آن میانه
 بر لب به جز نوای مهدی بیا ندارد
=رفته ز کف قرارش بشکسته گوشوارش
 طاقت دل تو شرح این ماجرا ندارد
=مهدی بیا و بنگر این جمع بینوا را
 جز دامن تو حاجت، دستان ما ندارد
«يا صاحب الزمان2» يا «يابن الحسن2 » 

---------------------------------------- 

 د) درشهادت‌امام‌جعفرصادق(ع)
=ز داغ حضرت صادق دلم تنها نمی سوزد
 دلی نبوَد که این داغ جانفرسا نمی سوزد
=به حال حضرتش سوزد دل هر سنگِ سخت،امّا
 دل منصور دون بر حال آن مولا نمی سوزد
=ز انگور به زهر آلوده آخر کرد مسمومش
 دل گلچین به پَرپر کردنِ گلها نمی سوزد
=شهی کز نور علمش، عالَم علم است نورانی
 چرا بر تربتش شمعی در این شبها نمی سوزد
=بُوَد قبر رئیس مذهب ما در بقیع ویران
 غمی زین بیش در عالم دل ما را نمی سوزد
=جهانی گرید و نالد «مؤید» زین عزا لیکن
 ولی همچون دل فرزند او موسی نمی سوزد
------------------

ه) روضه‌امام‌جعفرصادق(ع)
امشب شب شهادت امام‌جعفرصادق(ع) است امشب اين دلها را پَربدهيم كنار مزار بي شمع و چراغ امام ششم. امشب خودت را در مدينه ببين، شب كه شد همة شهر مدينه روشن است اما وقتي نگاه مي كني قبرستان بقيع تاريكه، يك شمع كنار قبر چهار امام مظلوم روشن نيست. انشاء الله دسته جمع در مدينه براي غربت ائمه بقيع اشك بريزيم از پشت ديوار بقيع عرض ادب كنيم.
منصوردوانيقي خيلي امام صادق(ع) را اذيت و آزار كرد. دستور داد وارد منزل امام شوند آقا را با هر حالتي كه هست به نزدش بيارند.
محمدبن ربيع خيلي سنگ دل بود آخر شب به منزل آقا اومد از بالای دیوار وارد خانه امام صادق(ع) شد. ((آي شيعه شما كجا ديدي نيمه شب به خانة كسي حمله كنند اگر كسي با كسي كاري داشته باشد با خودش ميگه اول در بزنم اهل خانه را با خبر كنم نكنه درون خانه زن و بچه ها خوابيده باشند. بچه ها مي ترسند)) آقا درون خانه در حال نماز و راز و نياز بود. ابن ربیع وقتی وارد منزل شد به امام صادق گفت بيا به نزد منصور رويم. امام صادق(ع) گفت صبر كن لباس بپوشم اجازه نداد گفت صبر کن غسل کنم مهیای مرگ باشم باز هم اجازه نداد.
ابن ربيع آقا را با یک پیراهن و سر و پاي بِرهنه، شبانه به سمت قصر منصور حركت داد. ابن ربیع خود سواره بود ولی پسر فاطمه(س) پياده بود يک وقت ديد ضعف بر آقا غلبه كرده عرق بر پيشاني آقا نشسته، اينجا بود رحمی به دلش افتاد آقا را سوار بر استر كرد. وقتي به نزد منصور رسيدند این نانجیب سه بار شمشير كشيد كه آقا را شهيد كند اما هر سه بار شمشير را در غلاف كرد گفت: آقا را با احترام برگردانيد. ربیع اومد سوال كرد منصور، چي شد از قتل آقا منصرف شد؟گفت هرسه بار جلوي چشمانم پيغمبر خدا تجلي ميكرد. منصور دوانیقی با هر ترفندی که بود امام جعفر صادق(ع) را با انگور زهرآلود مسموم کرد.
(این شعر به سبک:خدامادرم راکجامی برند...)
امشب امام هفتم تنها بگرید
منصور دون بخندد، زهرا بگرید
دردا که کشته منصور مولای ما را
فرزند زهرا و حجت خدا را
تابوت او به دوش اهل مدینه
زهرا زند از این غم بر سر و سینه
یارب من آرزوی مدینه دارم
شاید به خاک قبرش صورت گذارم
امام موسي كاظم (ع) بدن بابا را غسل دادند كفن كردند نمازخواند مردم‌ مدينه با احترام بـدن‌آقـا را تشيع كردند اين بدن نازنين را به خاك سپردند يا امام صادق بعد شهادت با بدن شما كاري نداشتند. اما «لايوم كيومك يا اباعبدالله» قربان آن بدني كه روي خاك گرم كربلا بوده اسبهاي تازه نعل شده روي بدن آقا تاختند بميرم براي امام سجاد(ع)فرمود: آی بني اسد يك قطعه بوريا بياريد، بدن ابا عبدالله درون بوريا گذاشتند.
مگر به كـربلا كفـن به غيـر بوريـا نبود                  مگر حسين تشنه‌لب عزيز مصطفي نبود
  صلي الله عليك يا مظلوم حسين

 و) سینه زنی
مسوزان به زهر جفا سینه ام  
شده تازه غمهایِ دیرینه ام
«من و زهر کینه، من و یک مدینه   
غریبم غریب، غریبم غریب»
غریبم غریب، غریبم غریب

عدو خانه ام را به آتش کشیدند  
بفهمیدم آندَم که مادر چه دید
«کنم یاد آن در، بسوزم چو مِجمر 
غمت شد نصیب، غمت شد نصیب»
 غریبم غریب، غریبم غریب

=دلم از شراره شد آتشفشان 
رَوَم تاز مادر بیابم نشان
=«به ماتم نشستم، به یادت شکستم   
کجائی غریب، کجائی غریب»
 غریبم غریب، غریبم غریب

 ز) دعا
اللهم انا نسئلك و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم بحق وليك و حجتك يا صاحب الامر ده مرتبه (يا الله).
اللهم عجل لوليك الفرج.
خدايا از همه قبول بفرما.
به همه ما صداقت و درستكاري عنايت فرما.
گناهان ما را ببخش و بيامرز.
ما را از پيروان واقعي ائمه طاهرين قرار ده.
مقام امام و شهدا عالي است متعالي بگردان.
عاقبت امور همه ما را ختم به خير بفرما.

گردآورنده: علی عباسي