دهم محرم
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ
سلام بر آن جسـدهاى برهـنه (بر خاک)
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ
سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف
أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ
سلام بر آن خون هاى جارى
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ
سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده
أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ
سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)
أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ
سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)
أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ
سلام بر آن کشته مظلوم
أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْکَبیرِ
سلام بر على اکبر
أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ
سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک
أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ
سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان
سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن
أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن
*********************
امام زمان(عچ)
=هرجا که روم مال تو هستم گل زهرا
من تشنۀ روی زیبای تو هستم گل زهرا
=هر روز برای تو دعا می کنم ای دوست
دلواپس احوال تو هستم گل زهرا
=از کودکی ام نام تو را یاد گرفتم
تا حال به دنبال تو هستم گل زهرا
=از کوی تو هرگز نروم گر تو برانی
عمریست که من مال تو هستم گل زهرا
-----------------
دل میگه دلبر میآد آقام از سفر میآد
منو تنها نمی ذاره رو دلم پا نمی ذاره
دل من مثل کبوتر توی سینه می زند پر
در خونه ات می زنه در قلب سوزان، دیدۀتر
در بستۀ وا نمی شه آقاجون
درد من دوا نمی شه آقاجون
بسکه من خونهبهخونه دنبالت شدم روونه
دیگه جون به تن نمودنده شدم عاقبت دیوونه
اومدم دورت بگردم آقاجون
که توئی شفای دردم آقاجون
********************
امام زمان (عج)
=صبح فردا صبح فردا روز عاشوراست مولا
چشم من بر راه و در عمق دلم غوغاست مولا
=صبح فردا با اميد ديگري از خواب خيزم
تا مگر بانگ رسايت بشنوم بي تاب خيزم
=كاشكي فردا بيايي پرده از رخ برنمايي
انتقام پهلوي بشكسته مادر بگيري
=كاشكي فردا بيايي من براي تو بگريم
تو بخواني روضه و من پا به پاي تو بگريم
=كاشكي فردا به بر گيري علي اصغرش را
تا همه بينند پر خون پاره پاره حنجرش را
=در بغل گيري سه ساله توگل پژمرده اش را
تا بگيري انتقام روي سيلي خورده اش را
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
***************************
مصائب شب عاشورا
=شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند
لحظهها با تو چه زیباست اگر بگذارند
=فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است
با تو هر ثانیه رؤیاست اگر بگذارند
=مثل قدش قدمش لحن پیمبروارش
روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند
=غنچه آخر چقدر آب مگر میخواهد؟
عمر طفل تو به دنیاست اگر بگذارند
=ساقیَت رفته و ای کاش که او برگردد
مشک او حامل دریاست اگر بگذارند
=آب مالِ خودشان چشم همه دلواپس
خیمهها تشنۀ سقاست اگر بگذارند
=قامتش اوج قیام است قیامت کرده است
قد سقای تو رعناست اگر بگذارند
=سنگها در سخنت هم نفس هلهلهها
لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند
=تشنهای، آه وَ دارد لب تو میسوزد
آب مهریه زهراست اگر بگذارند
=بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو
یک نگاه تو تسلاست اگر بگذارند
=آمد از سمت حرم گریهکنان عبدالله
مجتبای تو همین جاست اگر بگذارند
=رفتی و دختر تو زمزمه دارد که کفن
کهنه پیراهن باباست اگر بگذارند
***********************
=به دشت کرببلا سرزمین و وادی غم
دو صف قرار گرفتند روبروی هم
=صفی ز حق و حقیقت صف دگر باطل
صفی ز علم و فضیلت صف دگر عاطل
=صفی که اسوۀ ایثار بود وروح گذشت
صف مقابل او غیر راه خدعه نگشت
=صف حسین چو خورشید نور می تابید
صف مقابل این نور. بوده صفّ یزید
=صف حسین به خود جلوۀ پیمبر داشت
جوان ماهرخی چون علی اکبر داشت
=صف یزید در آن بود خولی ملعون
صف حسین در آن مسلم و حبیب و جَون
=صف یزید در آن ابن سعد سردار است
صف حسین ابوفاضلش علمدار است
=در اینطرف همه در فکر ماندگاری دین
وز آنطرف همه ضد ولایت و آئین
=در اینطرف همه از نور دیدگان رسول
وز آنطرف همه جیره خور یزید جهول
=در اینطرف همه دلهایشان پر از ایمان
وز آنطرف همه بی منطقند و بی بُرهان
=در اینطرف همگانند گرم راز و نیاز
وز آنطرف همه آماده بهر قتل نماز
=در اینطرف همه از بندگان ناب خدا
وز آنطرف همه از دین حق شدند جدا
=در اینطرف به پیمبر همه چو نور دو عین
وز آنطرف همگانند قاتلان حسین
=در اینطرف عطش آب می کند بیداد
وز آنطرف همه از تشنگی طفلان شاد
=در اینطرف زعطش غش نمود علی اصغر
ز تشنگی شده افسرده آن گل احمر
=در آنطرف همه سیرآب گشته و مغرور
به چشم سر همه بینا ، ز چشم دل همه کور
=برای خاطر دنیا چه کرده اند آن صف
گرفته اند رسول خدای را به هدف
=ز یاوران حسین دست و سر جدا کردند
نه شرم از نی و نه ز خدا حیا کردند
=نکرده اند ترحّم به آل پیغمبر
بریده اند زتیغ جفا سر از رهبر
=حسین رهبر دین است و چلچراغ هُدا
سر حسین ز پیکر نموده اند جدا
=صف یزید چه کردند با رسول امین
بریده اند در آن روز سر ز پیکر دین
=سر حسین به نیزه ، بدن به روی خاک
به زیر سم ستوران شد آن تن صد چاک
=چو توتیا بدن پور مصطفی گردید
عدو به کشتن دین اینچنین رضا گردید
=همه به نام مسلمانی این جفا کردند
بنام دین سر دین را ز تن جدا کردند
=به هوش شیعه که هر روز؛ روز عاشوراست
زمین وجب به وجب نیز مثل کرببلاست
=امان شمر بُوَد فتنه با بصیرت باش
تو هم به مثل ابالفضل اهل غیرت باش
=ببین چه کرده در آن روز گار خیر الناس
امید اهل ولا بود حضرت عباس
=ز حضرتش همه درس ولا بیاموزیم
ز مکتبش همه صدق وصفا بیاموزیم
=درون نهر ولب تشنه لیک آب نخورد
ز هر چه اهل وفا بود گوی سبقت برد
=تو «محسنی» سر و جان را فدای رهبر کن
مطابعت ز ابو فاضل آن دلاور کن
**************************
توسل
من گرچه گنهکارم و مسکین و فقیرم
خواهم بـه تماشـای جمـال تو بمیرم
تو محرم رازی کن بندهنوازی
مظلوم حسین جان
بـا خـون جگـر بـر ورق لالـه نوشتم
هرجا که بوَد خیمهات، آنجاست بهشتم
ای کوثر جانم ده خـط امـانم
مظلوم حسین جان
تو در دو جهان سیّد و مولا و امیری
امّید من است اینکه مرا هم بپذیری
ای رحمت بیحد تو خوبی و من بد
مظلوم حسین جان
این بار گناه من و این چهرۀ زردم
با روسیهـی روی به درگاه تو کردم
ممنون تو هستم مدیون تو هستم
مظلوم حسین جان
**************************
زمزمه
=تو اگه بخوای آقا گره ز کارم وامیشه
زندگی زشت من با یه نگات زیبا میشه
=با تموم بدیام بازم منو دوسم داری
در ِخونت به روی توبه شکن هم وامیشه
=هر کسی حتی یه بار برای تو گریه کند
سروکارش قیامت با مادرت زهرا میشه
=تموم دوستام یه روز باید ز من جدا بشن
تو بیا موقعی که گدا ز فبر تنها میشه
=در کنار قبر من شاها به حق مادرت
در سئوال و پرسش قبرم بیا بیچارهام
--------------------
=دوست دارم خاکم کنند تو کربلات امام حسین
بمیرم گوشه ایوون طلات امام حسین
=دوست دارم وقتی که جون میاد تو گودی گلوم
یه نگاه کنم به اون قد و بالات امام حسین
=دوست دارم اسم قشنگت حرف آخرم باشه
هی بگم جونم فدات جونم فدات امام حسین"
=دوست دارم تموم عمر برم یه گوشه بنشینم
بریزم اشک چشام برای تو امام حسین
=تو که آب به دست دشمنا دادی روا نبود
تشنهلب جدا سر از قفات امام حسین
*****************
شب عاشورا
امشب شب عاشوراي امام حسين است از همين جا اين دلها را روانة كربلا كنيم. امشب همة ياران و اصحاب مشغول مناجات خدايند امشب صداي قرآن در خيمه ها بلند است امشب همه دارند عبادت مي كنند. امشب شب عاشوراست. شب جدایی این خانواده. آنهایی که شهید می شوند با آنهایی که اسیر می شوند. شب عاشورا صدای راز و نیاز و قرآن خواندن مثل صدای زنبور از دور به گوش می رسید
نيمه هاي شب اباعبدالله همه را درون خيمه جمع كرد گفت اصحاب و ياران من امشب شب آخر عمر ماست فردا جنگ و شمشير و خون است من ياراني باوفاتر از ياران خود سراغ ندارم مقصود لشكر من هستم با شما كاري ندارند هر كسي كه مي خواهد با ما نباشد در اين تاريكي شب جانتان را نجات داده و به شهر و ديار خود رويد تعدادي ياري و وفاداري خود را به آقا نشان دادند همه رفتند فقط 72 نفر ماندند . ولی فردا به آقا اباعبدالله و اصحابش چه می گذرد. آن مظلومیتی که آقا اباعبدالله داشت، احدی در عالم نداشت.
در شب پر شور عاشورا، به دشت كربلا
تا سحر بيدار و شادانند اصحاب حسين
صوت قرآن و نماز است و مناجات و دعا
روشنائي بخش آنان، نور مهتاب حسين
امشب زينب حسين دارد، ابالفضل دارد، اكبر دارد، قاسم دارد، عون و جعفر دارد.
معمولاً در جبهه جنگ از چهار طرف دشمن محاصره می کند. ولی شیخ عباس قمی می فرماید که امام حسین(ع) از هشت طرف در محاصره بوده است غیر از آن چهار طرف دو طرف دیگر هم از بالا و پائین بود. از بالا آفتاب سوزان می تابید و از پایین هم زمین داغ آقا را اذیت می کرد. و دو جهت دیگر یکی عطش بود که مصیبت بزرگی است محاصره هشتمی که از همه محاصره ها سخت تر بوده است این بود که در یک روز داغ چندین برادر و جوان و طفل شش ماهه و اصحاب و یاران و برادرزاده را دید که هر کدام نور چشمش بودند. این داغ ها خیلی برایش سنگین بوده است. با دل اباعبدالله چه کرده است؟!
راوي گفت نيمه هاي شب يك سياهي را ديدم جلو رفتم ديدم اباعبدالله است سوال كردم مولاي من شما در اين وقت شب، در دل صحراي تاريك چكار مي كنيد؟ فرمود دارم خارهاي بيابان را جمع مي كنم چرا؟ فرمود فردا عصر عاشورا وقتي ما را شهيد كردند، خيمه ها را آتش مي زنند، وقتي حمله به خيمه ها مي شود اين بچه ها فرار مي كنند پاهاي كوچكشان تاب اين خارها را ندارد.
امام سجاد در بستر بيماري است امام حسين هم وقايع فردا را براي خواهرش شرح داد خواهر فردا ما مردان كشته مي شويم سرها را از بدن جدا مي كنند....
نوحه شب عاشورا
ای یادگار مادرم زینب ای زینب
بنشین دمی اندر برم زینب ای زینب
*باشد وصالم خواهرم اندر این صحرا
دیدار حق ای خواهرم اندر این ماوا
فردا به زیر خنجرم زینب ای زینب
*فردا علمدار رشیدم او ز ظلم و کین
دستش جدا گردد ز تن خواهر غمگین
از جور و ظلم اشقیا زینب ای زینب
*فردا علی اکبرم اندر این هامون
از ظلم و کینه می شود غوطه ور در خون
لیلا کشد از سینه آه زینب ای زینب
*قاسم شود فردا ز کین از ره بیداد
در لُجه خون غوطه چون شاخه شمشاد
گریان از این غم مجتبی زینب اي زینب
*فردا علیِ اصغر آن کودک بی شیر
پاره کند حلقوم او حرمله از تیر
مادر برایش چشم راه زینب ای زینب
*فردا تمام یاورانم چون شوند کشته
هر یک به خون خویشتن گردد آغشته
کرببلا گردد منا زینب ای زینب
*در قتلگه بینی مرا صبر کن خواهر
گردم ز کینه سر جدا صبر کن خواهر
رأسم به روی نیزهها زینب ای زینب
*از بعد قتلم خواهر قوم پس فطرت
آیند به سوی خیمهها از پی غارت
جان تو و این طفل ها زینب ای زینب
*آتش زنند ای قوم دون خیمه گاه من
کن جمع خواهر آن زمان طفل های من
صبر و شکیبایی نما زینب ای زینب
*****************
نوحه شب عاشورا
فردا حسين سر ميدهد عباس و اكبر ميدهد
شـشماهه اصغر ميدهد هم عون و جعفر ميدهد
*=امشب حسين دلداري فرزند و خواهر ميدهد
فردا سر و دست و بدن در راه داور ميدهد
*=امشب شه دنيا و دين، با قلب محزون و غمين
گويد به زين العابدين، باشد وداع آخرين
=اي دل غمين حالم ببين، از ظلم و جور مشركين
فردا يقين شمر لعين آبم ز خنجر ميدهد
*=امشب كند ليلا فغان، زينب بود بر سر زنان
این از غم سلطان دین آن از فراق نوجوان
=اين در صداي الحذر، آن در نواي الامان
این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد
*=امشب حسين در كربلا، گردد به دور خيمه ها
گاهي به بانگ يا نبي، گاهي به صوت يا اخا
=گاهي به فكر كودكان، گه در نماز و در دعا
فردا به راه امتحان سر را به كافر ميدهد
*=امشب همه اطفال او، را تشنگی در گفتگو
غم در دل و خون در گلو، بشکسته سر بُگشاده مو
=باشد برادر در سخن، گه با پدر گه با عمو
فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر میدهد
*=امشب سکینه از عطش، بگرفته دامان پدر
هر دم زند بر سینه و، گاهی به پهلو گه به سر
=گوید که ای جان پدر، داری مگر عزم سفر
سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد
**************************
نوحه روز عاشورا
ای قهرمان کربلا، زینب
خواهر خداحافظ خواهر خداحافظ
ای پیرو قالوا بلا، زینب
خواهر خداحافظ خواهر خداحافظ
تو همچو حیدر خصم دونانی
تو نور چشم شاه مردانی
تو حامل آیات قرآنی
ای دخترخیرالنّسا ، زینب
خواهرخداحافظ خواهرخداحافظ
در راه دین خواهر صبوری کن
در پیش دون از عجز دوری کن
خط ولایت را مروری کن
ای دختر بدرالدّجی، زینب
خواهر خداحافظ خواهرخداحافظ
خواهر برایم این جهان تنگ است
سازش مرا با دشمنان ننگ است
راه نجات از این قفس جنگ است
ای یادگارمرتضی، زینب
خواهرخداحافظ خواهرخداحافظ
****************
نوحه عصر عاشورا
ای ، افتاده درقتلگه خون
ای ، رَاست به روی نیزه گلگون
خیز از جا یاحسین بنگر مرا حسین
دلخسته میروم از کربلا حسین
مولانا یا حسین(4)
از ، داغ تو طفلان بیقرارند
بین ، بر ناقة عریان سوارند
جملگی دلغمین بشکسته و حزین
بر حالشان نگر ای خفته بر زمین
مولانا یا حسین(4)
ای ، جان مرا برده ز پیکر
خیز، دلجویی از من کن برادر
بنگر که خواهرت آمده در برت
تا آنکه بوسهای گیرد ز خنجرت
مولانا یا حسین(4)
از ، ماتم به لب رسیده جانم
آه ، بی تو چگونه زنده مانم
ای هستی ام حسین بشکستیام حسین
چون رشتهای ز من بگسستیام حسین
مولانا یا حسین(4)
********************
نوحه عصر عاشورا
خیمه ها آتش گرفت، لاله ها پرپر شدند
آن همه پروانه ها، جمله خاکستر شدند
فاطمه بر آن شهید بی گناه
می زند سینه کـنـار قتلگاه
جان مادر یاحسین
نازنینان سرجدا، بر زمین افتاده اند
عاشقان بر روی خاک، چون نگین افتاده اند
خیمه های فاطمی غارت شده
موسم تنهایی و غـربت شده
در حرم آب آمده، تشنه لب اصغر کجاست
جستجو کن ای رباب، یاس نیلوفر کجاست
بیکسان سر در گریبان یکطرف
امّ کلثـوم و یتیمان یکطرف
دخترِ صبر علی، بی کس و تنها شده
کوه محنت بر دلش، قامتش دو تا شده
زینب امشب ندارد آشنا
یا علی بهر تسلایش بیا
دسته گلها گم شده، زیر تیغ و نیزه ها
در کنار زینبت، یا رسول الله بیا
جان زهرا مهربانی کن به او
جـان طفلان یتیمت را بجـو
***********************
نوحه عصر عاشورا
=در یم خون حسین می زند دست و پا
فاطمه می کند بر حسینش نگاه
یا غریب ، یاحسین(2)
=آن عزیز خدا می رود با فغان
گه سوی خیمهگاه گه سوی قتلگاه
=شمر دون لحظه ایی خنجر مکش از جفا
شعلة غم مزن بر جگر مصطفی
=پیش مادر مَبُر سَر پسر از قفا
بر دلِ فاطمه رحمی ای بی حیا
=قاتل از یک طرف خنجر کشد از کمر
علی از یک طرف ناله کشد از جگر
=چه کند زینب از آه دل و چشم تر
دخترت را ببین سید الاوصیا
=اي سكينه بيا هنگام افغان آمد
اسب بي صاحب بابا ز ميدان آمد
=اول ماتم است و شام هجران آمد
موي سر كن پريش زين غم و زين عزا
=آتش از خيمه ها بر آسمان مي رود
زينبت از هر طرف ناله كنان مي رود
=از تن كودكان ز غصه جان مي رود
پُر شد از نالة ياحسين كربلا
********************
عصر عاشورا
بنال ای نی عجب افسرده ام من حسین خویش را گم کرده ام من
بنال ای نی که صحرا لاله گون است بنال ای نی حسینم غرق خون است
کجا رفتندآن پاکیزه جانان کجا رفتند آن رعنا جوانان
جوان نوخطم اکبر کجا رفت جوان نورسم قاسم کجا رفت
همه بار سفر بستند و رفتند مرا خونین جگر کردند و رفتند
خدایا من در این صحرا غریبم ز دیدار عزیزان بی نصیبم
من ذاکر و مداح ثنا خوان حسینم